
دویست و چهل و دو/242، گردان تانک، یکی از گردانهای زرهی لشکر 21 حمزه سیدالشهدا (ع) آذربایجان در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با عملکردی ویژه در عملیات بیتالمقدس.
دو گردان 242 و 243 تانک در ابتدا در سالهای 1331 و 1332ش با سازمان یک گردان ارابه جنگی در لشکر 1 پیاده مرکز در باغشاه و یک گردان در لشکر 2 مرکز عشرتآباد تشکیل گردید. تانک ام 47 بنزینی از 1337ش به ارتش ایران تحویل گردید که بعدها موتور بنزینی آنها تعویض و تانک ام 47 ام نامیده شد. بنا بر طرح موسوم به ارتش نوین، سازمان یگانهای ارتش از سبک روسی به سبک غربی سازماندهی شدند و بر این اساس این تانکها در سازمان یگانهای زرهی لشکر 1 و 2 مرکز منظور شدند (رضایی، محمد: 10، فصل 2 و صفری کیا، بهروز: 11). پس از مدتی لشکر 1 به گارد جاویدان و لشکر 2 مرکز به لشکر گارد شامل (سه تیپ پیاده و دو گردان تانک) تبدیل شدند و دو گردان تانک مستقل جزو عدههای لشکر 2 گارد منظور شدند. برابر روشی هماهنگ شده در نامگذاری یگانهای نیروی زمینی ارتش، گردانهای تابعه آن با یک شماره سهرقمی و گردانهای تانک با شماره 200 تعیین شدند و بر همین اساس یکی از دو گردان تانک لشکر گارد به شمارۀ 242 و دیگری 243 تانک نامیده شدند (آییننامه روشی، ص 2).
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، لشکر گارد به لشکر 2 مرکز تغییر نام داده شد و گردان 242 تانک جزو سازمان این لشکر ابقاء گردید. برابر پیشنهاد نیروی زمینی ارتش مبنی بر ادغام لشکر 1 و 2 مرکز و تشکیل لشکر 21 حمزه در 22 دی 1358 که مورد تصویب ریاست ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت، گردان 242 تانک جزو عدههای لشکر 21 حمزه سازماندهی شد (سالار کیا، علیمحمد،1380: 85). با تشکیل گروه رزمي افشين در منطقۀ غرب رودخانۀ کرخه در ماههای اول حضور لشکر 21 حمزه پس از جنگ، گردان 242 تانک در سازمان رزم گروه فوق قرار گرفت (همان:98). گروه رزمی افشین در سال 1360 منحل و تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه از یگانهای گروه رزمی افشین ازجمله گردان 242 تانک تشکیل و در ترکیب لشکر 21 حمزه سازمان یافت و از 10 مهر 1360 عملاً فعالیت خود را آغاز کرد (کارنامه عملیاتی تیپ 36 پیاده مکانیزه، ص 1).
ساختار و سازمان گردان 242 تانک در زمان جنگ تحمیلی متشکل از اركان و گروهان اركان، سه گروهان تانك و یک گروهان پشتيبانی رزمی بود. فرمانده، جانشین و ستاد گردان در ارکان گردان سازمان داشتند. گروهان ارکان بهمنظور پشتیبانی خدمات رزمی از گردان شامل قسمتهای ارکان گروهان، رسد ارکان گردان، دسته مخابرات، دسته پشتیبانی، دسته بهداری، دسته تعمیرونگهداری، رسد تانک بود. همچنین گروهان پشتیبانی رزمی گردان تانک از ارکان گروهان، رسد تعمیرونگهداری، دسته دیدهور، دسته خمپارهانداز120میلیمتری، دسته پدافند هوایی، رسد مین کوب، گروه ش، م، ه است. گروهان تانک گردان از ارکان گروهان که شامل رسد ارکان، رسد تعمیرونگهداری و سه دستۀ تانک بود. هر دستۀ تانک دارای 4 دستگاه تانک است که با احتساب تانک فرماندهی گروهان هر گروهان تانک دارای13دستگاه تانک است (اسکندرزاده ، صفر علی، 1388: 6 و7 و8). گردان 242 تانک به تانک ام47ام مجهز بود که خودرویی تمام شنی دارای زره ضخیم و دارای 4 خدمه شامل؛ فرمانده، توپچی، راننده و فشنگ گذار بود. این تانک دارای وزن حاضر به جنگ 47 تن، حداکثر سرعت 56 کیلومتر در ساعت، نوع سوخت و گنجایش، گازوئیل-1512 لیتر، شعاع عمل600 کیلومتر همچنین دارای یک قبضه توپ90 میلیمتری با حداکثر برد19500متر، یک قبضه تیربار7/12میلیمتری هممحور و یک قبضه تیربار62/7 بود (همان، ص 28). مأموریت اصلی یگانهای تانک نزدیک شدن به دشمن و انهدام نیروهای او با استفاده از قدرت آتش، مانور و ضربت با هماهنگی با سایر جنگافزارها است (شکوهی، حسین،1390: 3 و4).
فرماندهی گردان 242 تانك در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را به ترتیب سرگرد زرهی علی بیگدلی (1 فروردین 1359 - 1 اسفند 1359)، سرگرد زرهی حشمتالله عراقی (1 اسفند 1359 - 3 شهریور 1360)، سرهنگ2زرهی علیرضا نایبی (3 شهریور1360 - 1اسفند 1362)، سرهنگ2زرهی سید محمود هاشمی (1 اسفند 1362 - 28 آبان 1365) و سرهنگ2زرهی جعفر عباس زاده (28 آبان 1365 تا پایان جنگ) به عهده داشتند (لیست فرماندهان لشکر تا گروهان لشکر21 حمزه و تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس: 73).
گردان 242 تانک در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران: ارتش عراق از 31 شهریور 1359با تجاوز به مرزهای جمهوری اسلامی ایران در محور غرب دزفول با دو لشكر، لشكر10زرهي در محور ارتفاعات حمرين، عین خوش، پاي پل رودخانه كرخه و لشكر 1 مكانيزه در محور فكه، چنانه، دوسلک، ابو صليبي خات و شوش وارد عمل شد (پور داراب، سعید،1384:20). پس از پیشروی دشمن در منطقه غرب رودخانه کرخه علیرغم مقاومت تیپ 2 لشکر 92 زرهی خوزستان در محور شمالی و گروه رزمی37زرهی تقویت شده شیرازو گروه رزمی 138 پیاده لشکر 21 حمزه در محور جنوبی، برای مقابله با دشمن، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در اولين اقدام خود به لشكر 21 پياده حمزه ابلاغ کرد كه به منطقۀ عمومی دزفول عزيمت و آماده اجراي عمليات در غرب رودخانه کرخه برای مقابله با ارتش عراق باشد. این مأموریت واگذاری، در حالی بود که لشکر 21 حمزه در کمتر از یک ماه که از امریه نزاجا مبنی بر ادغام دو لشکر 1و2 مرکز نمیگذشت، درگیر سازماندهی ادغام دو لشکر 1 و 2 مرکز و تشکیل ساختار جدید خود یعنی لشکر 21 حمزه بود (همان: 181). گردان 242 تانک از عدههای لشکر 21 حمزه در اجرای دستور نزاجا از 11 مهر1359، برابر طرح راهپیمایی لشکر با قطار و همچنین بهصورت زمینی با خودروهای سازمانی خود در چند سریال به سمت جنوب اعزام و تا 15 مهر 1359 وارد شهر اندیمشک در شمال استان خوزستان گردید (سلیمانجاه، بهروز، ص 174). یگانهای اعزامی از لشكر 21 حمزه برابر ابلاغ قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نزاجا)، مأموریت داشتند كه كرانه غربي رودخانه کرخه را کاملاً پوشش داده و به نحوي در طرفين جاده اصلي استقرار يابند تا هم از پلهای موجود حفاظت نموده و هم از عبور احتمالي خودروهاي شناور دشمن از رودخانه كرخه جلوگيري به عمل آورد (سالار کیا، علیمحمد،1380 :117).گردان 242 تانک لشكر 21 حمزه پس از حضور در منطقه عملیاتی شمال خوزستان در دزفول، منطقه تجمعی در سبزآب تشکیل داده و مواضع پدافندی را در امتداد رودخانه کرخه از پل کرخه تا پل شاوریه اشغال کرد که منطقه تحت مسئولیت گردان از منتهیالیه سمت راست پاسگاه ژاندارمری پل کرخه تا سمت چپ روستای سرخه بود (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 11).
فرماندهی گردان 242تانک دراین عملیات به عهده سرگردزرهی علی بیگدلی بوده است (لیست فرماندهان لشکر تاگروهان لشکر21حمزه و تاریخچه و نقش تیپ 36زرهی میانه دردفاع مقدس، ص73).
لشكر بر مبناي دستور قرارگاه مقدم نزاجا برای اجرای این عملیات، اولين دستور عملياتي خود را در ساعت 0800 روز 21 مهر سال 1359 با شماره يك اعلام وصول (دز 51) صادر و به یگانها ابلاغ کرد (سالار کیا، علیمحمد،1380: 124). بر اساس این طرح عملیاتی لشکر 21 حمزه مأموريت داشت در 23 مهر 1359، تک (حمله) کرده، ارتفاعات علي گره زد واقع در مرکز منطقه و ایستگاه رادار در غرب رودخانه کرخه را تصرف و تأمين کرده و بنا به دستور، تك را بهمنظور تصرف و تأمين ارتفاعات عین خوش و تپه دوسلك ادامه دهد. به همین منظور در منطقه با تيپ 3 در شمال (راست) و تيپ 1 در مركز، تلاش اصلي و گروه رزمي 291 تانك لشکر 77 خراسان در جنوب منطقه حمله کرده، به ترتيب هدفهای اشغالی را تصرف و تأمين کند (نجفی راشد محمد و همکاران: 414). در این عملیات گردان 242 تانک در سازمان رزمی تیپ 1 لشکر 21 حمزه قرار گرفت (همان، ص 413) و برابر طرح عملیاتی میبایستی در محور اندیمشک-دهلران پيشروى كرده و تپه على گره زد را از سمت شرق مورد تهديد قرار دهد.به علت تعجیل در طرحریزی عملیات، اطلاعات صحيحى از وضعیت زمین و دشمن در اختیار تیپ و همچنین گردان نبود و با توجه به اینکه زمين عملياتى، منطقهای باز و مسطح بود كه شيب آن از طرف نيروهاى خودى به سمت نیروهای عراقی بوده و هرگونه حركتى از ديد آنها مخفى نمیماند، بهویژه آنکه تانکهای گردان 242 كه بايستى به سمت تپه على گره زد حركت میکردند، پس از عبور از خط سرپل در غرب رودخانه کرخه، به سمت هدف واگذاری، مسير حركتشان تقریباً موازى جاده آسفالته اندیمشک- دهلران در حدفاصل سهراه قهوهخانه تا تپه على گره زد قرار داشت (پورداراب، سعید،1384 :462-466). ارتش عراق روز قبل از آغاز عملیات در بعد از ظهر 22 مهر 1359 بهمنظور برهم زدن طرح حمله نيروهاي خودي به سرپل منطقه حضور نیروهای ایران در غرب رودخانه کرخه حمله كرد که این حمله ارتش عراق با اجراي آتش یگانهای خودي متوقف و خنثی گرديد (سالار کیا، علیمحمد،1380:124). در اولين مرحله شروع عمليات، با عبور از رودخانه كرخه میبایستی، کلیه خودروهاي چرخدار و شني دار و تانك از دو پل موجود، خود را به غرب رودخانه كرخه رسانيده و آماده اجراي مأموريت باشند. براي عبور تانکهای سازماني و زير امر لشكر، جمعا ً8 ساعت زمان در نظر گرفتهشده بود. عبور عناصر لشكر 21 از خط سرپل باکمی تأخير انجام شد و عناصر لشكر بهجای ساعت 0600 در ساعت 0700 از خط سرپل گذشته و پيشروی آغاز شد. یگانها غافل از اينكه عناصر ضدتانک دشمن در کانالهای جنوبي سرپل مستقرشده بودند و بهوسیله عناصر پياده منهدم نشده تهدیدی جدي براي تانکهای خودي بودند، پيشروي کردند. لذا در همان مراحل اوليه پيشروي تعدادي از تانکهای گردان مورد اصابت موشکهای ضدتانک دشمن قرارگرفتند و پيشروي گردان 242 تانک و سایر عناصر پیاده تیپ در ساعت 0750 كنُد شد. لشكر به تيپ 1 دستور داد بدون توجه به مقاومت دشمن در كانال هندلي، پيشروي به سمت غرب را ادامه دهد. دشمن كه از قبل، مواضع مناسبي را انتخاب كرده بود تا 4 كيلومتري كه یگانها از سرپل گذشتند، عکسالعملی نشان نداد و بهمحض قرار گرفتن تانکها در برد موشك از همان ساعات اوليه، تانکهای ام47ام از گردان 291 تانک مأمور به لشكر را زير آتش قرار داده و تعدادي از تانکها را از كار انداختند. این وضعیت در حالی بود که یگانهایی كه از پهلو ضربه میخوردند تصور كردند كه در محاصره افتادند. از گزارشها چنين استنباط میشد كه هم تیپ 1 و همگروه رزمي 291 تانك و گردان سوار زرهی لشكر 21 به محاصره دشمن افتادند. در چنين وضعيتي به تيپ 1 دستور داده شد خود را به تپههای شمالي بكشاند كه اين عمل با توجه به شرايط زمين و دشمن مقدور نبود و بهناچار بايستي تيپ به سمت پاي پل کرخه عقبنشینی میکرد. حدود ساعت 1100 لشكر آخرين وضعيت را چنين گزارش كرد، (تيپ 1 در شمال جاده علي گره زد در 3 كيلومتري غرب سهراهی رادار متوقف شده و تعدادي کارکنان و وسايل خود را ازدستداده.) فرمانده لشكر 21 مجدداً گزارش داد كه عناصر تيپ 1 كه در محور علي گره زد پيشروي میکردند اكثراً از بين رفتهاند ولی دستور دادم تا آخرين نفر مقاومت كنند و شهيد شوند و خود نيز در خط مقدم تا آخریننفس باقي خواهم ماند. از بعدازظهر روز عمليات به بعد صحنه نبرد بهخصوص در قسمت سرپل بسيار وخيم شد. سرانجام برابر دستور قرارگاه مقدم نزاجا، تصميم گرفته شد كه لشكر 21 پياده تلاش نمايد یگانهای خود را از محاصره خارج كند و در ارتفاعات شمالى منطقه (ارتفاعات خرولى) و در حاشیه غربی رودخانه کرخه، پدافند نمايد. به علت مشكلات پیشآمده، در نهایت توسط قرارگاه مقدم نزاجا به لشكر ابلاغ گرديد كه بهغیر از عناصر زرهى، بقيه یگانها را در شرق رودخانه جمعآوری و مجدداً شروع به سازماندهی نمايند (پورداراب، سعید،1384 :462-466)، اين در حالي بود كه سرپل در غرب رودخانه کرخه، همچنان توسط عناصر تيپ 2 زرهی دزفول حفظ شد و نيروهاي دشمن نتوانستند عمليات استفاده از موفقيت را برای اشغال سرپل اجرا كنند. در این عملیات با وجود اینکه گردان 242 تانک و تيپ 1، در معرض محاصره و انهدام قرارگرفته بودند اما موفق شدند تحت آتش پشتیبانی سنگين توپخانه خودي، خود را از دام دشمن رها كنند و ضايعات كمتري متحمل شوند (نجفی راشد محمد و همکاران: 419-420).

پس ازعملیات 23 مهر 1359، دستور عملياتي شماره 2 لشكر 21 پياده در 27 مهر 1359 با اعلام وصول ح ز 18 صادر شد و یگانهای لشكر مأموريت يافتند در ساحل شرقي رودخانه كرخه بهمنظور متوقف كردن - پيشروي دشمن تا شروع عمليات بعدي پدافند نمايند (سالار کیا، علیمحمد،1380 :138 ). پس ازاین عملیات تانکهای لشكر 21 پياده حمزه شامل گردان 242 تانك برابر دستور فرمانده نزاجا و يادداشت اداري فرمانده لشكر (به سرپرستي سرگرد زرهي محمد جابري پور) زير امر تيپ 2 زرهي لشکر 92 زرهی مستقر در سرپل غرب رودخانه کرخه قرار گرفتند (همان: 137).
عملیات پدافندی پای پل کرخه در 9 آبان 1359: لشكر 21 پياده با تعويض یگانهای تيپ 2 لشكر 92 زرهی در غرب پل نادري بر مبناي دستور جزءبهجزء شماره 6 قرارگاه مقدم نزاجا در جنوب در 3 آبان 1359، با شماره اعلام وصول ق الف 14 آغاز کرد و پدافند از منطقه سرپل غرب رودخانه کرخه را از ساعت 2100 روز 5 آبان 1359 به عهده گرفت (سالار کیا، علیمحمد ، 142:1380). گردان 242 تانک بر اساس دستور عملیاتی شماره 3 لشکر 21 حمزه، در 4 آبان 1359 با زیر امر گرفتن گروهان سوم گردان 131پیاده مکانیزه، گروه رزمی افشین را تشکیل داده و در این عملیات پدافندی با مأموریت احتیاط لشکر در منطقه تجمعی حوالی میان چغان مستقر گردید. بنا به دستور لشکر تقدم به کار رفتن آن در منطقه تیپ 1 لشکر در صورت حمله دشمن بود (همان:252-254). فرماندهان عراقی به تصور اینکه صدمات وارده به تیپ 1 لشکر 21 حمزه در عملیات 23 مهر 1359، توانایی مقاومت تیپ را که 48 ساعت قبل در سرپل واقع در غرب رودخانه کرخه مستقرشده بودند به حدی کاهشداده که با یک حمله میتوانند سرپل را تصرف کرده و زمینه را برای عبور از پل رودخانه کرخه فراهم آورند، در 9 آبان 1359 حدود نیمهشب تهاجم سنگین خود به سرپل لشکر واقع در غرب رودخانه کرخه را آغاز کرد و با پشتیبانی متمرکز آتش توپخانه با اجرای انبوه آتش به مدت 11 ساعت روی منطقه سرپل کرد که اندازه آن 3 کیلومتر در عرض و سه کیلومتر در عمق و پشت سر آن رودخانه کرخه با پل فلزی بود و در حالیکه یگانهای پیاده دشمن در جلو در حال حرکت و در عقب آن یگانهای تانک دشمن از دو طرف یگانهای پیاده دشمن را حمایت میکردند به نیروهای تیپ 1 لشکر 21 حمزه مستقر در سرپل حمله کردند (جعفری، مجتبی: 29 و سلیمانجاه، بهروز: 205-206). تیپ 1 لشکر در ساعت 0555 روز 9 آبان 1359 گزارش داد نفرات دشمن به یک کیلومتری یگانهای تیپ رسیده و تقاضای وارد عمل شدن گردان 242 تانک بهمنظور کمک به آنها کرد. پس از درخواست تیپ 1 بلافاصله لشکر 21 حمزه به گردان 242 تانک دستور داد تا برای تقویت خطوط پدافندی تیپ 1 حرکت کرده و با آتش شدید خود پیشروی دشمن را متوقف کند. همچنین لشکر 21 به تیپ 2 اعلام کرد آمادگی لازم جهت واگذاری تانکهای زیر امر آن تیپ به گردان 242 تانک را داشته باشد (سالار کیا، علیمحمد، 1380، ص 260-261). گردان 242 تانک ساعت 0620 با تانکهای خود و با زیر امر گرفتن تانکهای مامور به تیپ 2 لشکر 21 بهطرف مواضع پشت باند فرودگاه اضطراری حرکت کرد (همان: 261) سپس بهمنظور استقرار در ارتفاعات راست و چپ رودخانه کرخه بهطرف پل نادری حرکت کرد و در پای پل کرخه مستقر شد (همان: 263) و مواضع دشمن در سمت چپ تیپ 1 لشکر 21 حمزه پیاده را زیر آتش خود گرفت (همان: 264). پس ازبرقراری تماس بین فرمانده گردان 242تانک و تیپ 1 لشکر و بنا به دستور فرمانده تیپ 1، گردان تانک از روی پل به غرب رودخانه کرخه به حرکت درآمده و با استقرار در طرفین پل نادری پوشش و حفاظت پل و مقابله با دشمن را به عهده گرفت (همان: 266). تیراندازیهای گردان برای مقابله با دشمن باعث اتمام مهمات تانکهایش شده و درخواست ارسال مهمات از لشکر 21 حمزه س کرد که لشکر بلافاصله با وسایل ترابری مهمات لازم را ارسال کرد (سالار کیا، علیمحمد،1380 :268). در ساعت 0909 به گردان 242 دستور داده شد برای مقابله با نیروهای دشمن در سمت راست تیپ 1 با تیربارهای سنگین تانک ام 47 اقدام کند (همان: 269). با ادامه فشار دشمن به جناح بین تیپ 1 و تیپ 3 برای نفوذ، گردان 242 تانک با اعزام سه تانک از ساعت 1152 به منطقه تیپ 3 با آتش خود به تیپ 3 لشکر 21 حمزه کمک کردند (همان، ص 274). گردان مجدداً با اتمام مهمات تانکهای خود در ساعت 1215، درخواست مهمات تانک ام 47 را کرد که لشکر با وسایل ترابری مهمات برای گردان ارسال کرد (همان: 275). در ادامه پشتیبانی آتش تانک گردان 242 از تیپ 1 و تیپ 3 برای مقابله با حملات پیدرپی دشمن، نهایتاً گردان در ساعت 1603 به تیپ و لشکر گزارش مبنی بر فرار دشمن و اقدام برای انهدام آنان را داد. گردان برای مقابله با حملات جدید دشمن مجدداً در ساعت 1635 تقاضای ارسال مهمات کرد (همان: 282-283). ارتش عراق تا ساعت 2200 روز 9 آبان 1359 چند بار دیگر اقدام به حمله کرد که با آتش گردان 242تانک و همچنین آتش توپخانه و مقاومت عناصر پیادهنظام تیپ، با دادن تلفات مجبور به عقبنشینی شده و صحنه عملیات از ساعت 2200 آرام شد. فرماندهی گردان 242 تانک در این عملیات به عهده سرگردزرهی علی بیگدلی بوده است (لیست فرماندهان لشکر تا گروهان لشکر 21حمزه (سلیمانجاه، بهروز: 209). ببه منظور بیرون راندن نیروهای عراقی از مناطق اشغالی، از اواسط فروردین 1360 تا اواخر شهریور 1360، چندین عملیات آفندی بهصورت انجام شناسایی بارزم صورت پذیرفت که گردان 242 تانک در این عملیاتها مشارکت فعالانهای داشت (تاریخچه ونقش تیپ 36زرهی میانه مقدس، ص73) که تعدادی از آنها عبارتند از:
عملیات آفندی کانال هندلی: عملیات کانال هندلی در 15 فروردین 1360 در منطقه جنوب غربی پل کرخه آغاز شد، کانال هندلی یک خاکریز به شکل هندل بود که قبل از انقلاب توسط روستاییان سرخه فیلیه، سرخه صالح و سرخه از کنار رودخانه کرخه در حدود هفت کیلومتر تهیهشده بود تا مقداری از آب رودخانه کرخه بهوسیله پمپاژ به داخل این کانال ریخته شود و به مصرف زمینهای کشاورزی اطراف برسد (جعفری، مجتبی: 44). این کانال از 5 کیلومتری جنوب پای پل نادری از کرانه غربی رودخانه کرخه شروعشده و تا سهراه قهوهخانه ادامه داشت. دشمن خط مقدم خود را در كناره رودخانه در مقابل خط سرپل دقيقاً روي اين كانال قرار داده و با استقرار ادوات زرهي در پشت ارتفاع 2 متری دیوارهای این کانال، خط پدافندی مستحكمي به وجود آورده بود و كليه عبور و مرور از جاده منتهی به سرپل غرب رودخانه كرخه را زير ديد و تير داشت، تانکهای دشمن از اين محل، پل فلزي روی رودخانه کرخه هدف قرارمی دادند (سالار کیا، علیمحمد،1380 :166-167). برابر گزارش لشکر 21 حمزه، گردان 131 و تيم الف گروه رزمي افشين که از تانک های گردان 242 تانک بهره میبرد در ساعت 0300 روز 15 فروردین 1360 برابر دستورات ابلاغی تک کرد كه در نتیجه نيروهاي خودي ضمن تصرف كانال (هندلي شكل) و قسمتي از تپه موشكي تلفات و ضايعاتي به دشمن وارد آورد و تعداد 64 تن از متجاوزين اسير و نيز تعدادي وسايل و تجهيزات به غنيمت گرفته شد (همان :320-321). بهدنبال پاتکهای سنگین ارتش عراق که با پشتیبانی انبوه آتش توپخانه همراه بود به سمت نیروهای خودی پیشروی کردند و با احتمال به محاصره درآمدن و اسیرشدن نیروهای تکور تیپ 1، بنا به دستور، این نیروها به مواضع اولیه خود مراجعت کردند (همان: 171-172). گردان 242 تانک برابر گزارش لشکر 21 حمزه از وضعیت یگانهای مستقر در منطقه عملیاتی خود در 25 اردیبهشت 1360، دارای یک گروهان تانک در سرپل نادری و سبزاب به فرماندهی سرگرد حشمت اله عراقی و یک دسته تانک زیر امر یکی از گردانهای پیاده تیپ 3 لشگر 21 حمزه قرار داشت (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 15). گردان، گرو هانهای تابعه خود را در طول سال 1360 بنا به دستور تحت کنترل عملیات گردانهای پیاده تیپ 3 لشگر 21 حمزه قرار میداد تا در عملیاتهای پدافندی تیپ 3 لشکر 21 حمزه، ضمن پشتیبانی از گردانهای پیاده در مأموریتهای مختلف گشتی شناسایی و رزمی علیه نیروهای دشمن، شرکت نمایند. گردان مهندسي لشكر 21 حمزه از فروردين سال 1360 بهمنظور عبور یگانهای تیپ 3 از رودخانه کرخه و حضور در غرب آن، يك دستگاه پل پیام پي در منطقه تيپ 3 بر روی رودخانه کرخه روانه کردو80درصد یگان های گردان 171 پیاده تیپ 3 لشکر 21 حمزه که با تانکهای گردان 242 پشتیبانی میشدند، بهتدریج تا نيمه اول 1360 در غرب كرخه در منطقه شوش مستقر گردیدند و بهمنظور نزدیکتر شدن به دشمن براي اجراي عملیاتهای آتي، فعالیتها ی تیپ 3 افزايش یافت و گردان 171 پیاده با انجام عملیاتی که از پشتیبانی گردان 242 تانک برخورد بود، پل چهار دهنه و تپه سبز را اشغال و تأمين کرد و با زدن خاکریز، یگانهای گردان حداكثر در فاصله 150 متري دشمن مستقر گردیدند (سالار کیا، علیمحمد،1380 :102). گردان 242 از 18 آذر 1360 برابر طرحی از لشکر 21 حمزه که هدف آن تصرف سایتهای 4 و 5 بود، با اعزام گشتی شناسایی، اطلاعات جدیدی از نحوه گسترش، استقرار نیروها و نقاط ضعف خط پدافندی دشمن به دست آورد که در طرحریزی عملیات فتح المبین مورداستفاده قرار گرفت (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 4) همچنین گردان 242 تانک بهمنظور پشتیبانی از تیپ 2 لشکر 21 حمزه در منطقه عملیاتی حاشیه رودخانه کرخه برابر دستور پدافندی شماره 4 لشکر از آذر 1360 یک گروهان تانک زیر امر تیپ 2 لشکر قرار داد (مستخرجه از اسناد و مدارک پژوهشکده دفاع مقدس نزاجا).
عملیات فتح المبین: این عملیات در محورهای غرب و جنوب غربی شوش و دزفول از 2 فروردین تا 8 فروردین 1361 به مدت 7 روز با رمز «یا زهرا (س)» با هدف آزادسازی غرب رودخانه کرخه شامل منطقه شاوریه، دشت عباس، عین خوش، ابوصلیبی خات، سایت 4 و 5، رادار، دهلران و همچنین دور کردن آتش توپخانه دشمن از شهرهای شوش و اندیمشک و جاده مواصلاتی اندیمشک به اهواز، بهطور مشترک توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران به اجرا گذاشته شد (جعفری، مجتبی: 74). در این عملیات قرارگاه نصر تحت فرماندهی مشترک ارتش و سپاه قرارگاه کربلا، شامل لشکر 21 حمزه و تیپ 58 ذوالفقار از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سه تیپ از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با هدایت 5 قرارگاه فرعی نصر 1 تا 5 مشارکت داشت (موسوی قویدل، علیاکبر: 97). گردان 242 تانک پس از انحلال گردان 250 تانک چیفتن و دریافت کارکنان و تجهیزات آن گردان از آذر 1360 در ترکیب نیروی تیپ تازه تأسیس 4 زرهی لشکر 21 حمزه سازماندهی گردید (سالار کیا، علیمحمد،1384 :42-43). گردان در این عملیات با احتساب یک گروهان در غرب با استعداد 60 درصد سازمانی مشارکت داشت (همان: 97). گردان 242 تانک در قرارگاه نصر 2 شامل تیپ 2 لشکر 21 حمزه و تیپ 27 محمد رسولالله (ص) سازماندهی شد و در محور علی گره زد وارد عمل شد (همان: 123). همچنین برابر طرح عملیاتی نصر با وارد عمل شدن نصر 4 (تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه)، گردان 242 تانک بایستی با قرار گرفتن در زیر امر تیپ، در تصرف و تأمین منطقه واوی به قرارگاه فجر کمک نماید (همان: 164). با شروع عملیات و در مرحله اول، عناصر گردان از ساعت 0930روز 2 فروردین 1361 پس از گذشتن از جاده آسفالت اندیمشک- دهلران در ارتفاعات روبهرو (ارتفاعات علیگرهزد) مشرفبه جاده آسفالت مستقر گردید. در این ساعت گروهان دوم گردان 242 تانک به کمک یک گردان پیاده از نیروهای سپاه پاسداران به مقابله با یک گردان پیاده مکانیزه دشمن که در جلوی ارتفاعات علیگرهزد مقاومت میکرد، پرداخت، گردان پیاده مکانیزه دشمن پس از گذشت دقایق اولیه نبرد با بهجا گذاشتن بیش از 100 اسیر و تعدادی کشته و مجروح با بینظمی اقدام به عقبنشینی و فرار کرد. گروهان دوم گردان با تانکهای خود به تعقیب نفربرها و تانکهای دشمن پرداخته و پس از 5 کیلومتر حرکت به سمت دشمن در جهت جلو ارتفاعات علی گره زد تعداد 5 دستگاه تانک تی 62 دشمن را به غنیمت خود درآورند. اکثر خدمه تانکهای به غنیمت گرفتهشده، اسیر شدند. گردان 242 تانک پس از یکشب توقف در ارتفاعات علیگرهزد در ساعت 0700 روز 3 فروردین 1361، با هدف انهدام نیروهای دشمن مستقر در ارتفاعات مشرفبه سایت 5 همپای گردان 169 پیاده، عملیات آفندی انجام داد در این مرحله ضمن وارد آوردن تلفات و خسارات به متجاوزین عراقی تعداد 14 نفر از آنان را به اسارت درآوردند. یکی از اسرا، افسر دیدهبان توپخانه دشمن بود. او در اظهارات خود اذعان کرد که نیروهای عراقی بههیچوجه توانایی مقابله و پایداری در مقابل رزمندگان ایران را ندارند و سازمان رزمی اکثر گردانهایی که او میشناخت تا آن زمان بههمخورده است. گروهان یکم تانک گردان 242 تانک در مسیر پیشروی خود در ارتفاعات شمالی سایت 5 با یک اسلحهخانه دشمن روبهرو شد که بیشتر کارکنان گردان از این اسلحهخانه جنگافزارهای مختلفی را به غنیمت گرفته و در مقابله با دشمن به کار گرفتند (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 16-17). گردان در مرحله دوم و سوم عملیات در احتیاط قرار گرفت (سالار کیا، علیمحمد،1384 : 129) از 4 فروردین 1361، گردان 242 تانک در ارتفاعات واقع در جنوب غربی روستای واوی مستقر و یگانهایی از آن به کمک قرارگاههای فرعی نصر اعزام و با همکاری یک گردان پیاده از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مقابله با یک تیپ تانک دشمن مشغول شدند (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 16-17). گردان 242 تانک در مرحله چهارم عملیات با تأمین جناح شمالی نصر 2، پیشروی نصر 2 برای تصرف و تأمین ارتفاعات برغازه را تسهیل کرد. در روز پنجم عملیات، دشمن با جمعآوری نیروهای ازهمگسیخته خود و همچنین تقویت آنان به گردان 242 تانک و یگانهای سپاه مستقر در حوالی روستای واوی حمله کرد. ولی با پشتیبانی بهموقع آتش توپخانه و حملات مداوم هواپیماهای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ، پاتک دشمن در 5 فروردین 1361 شکست خورد. در پایان همان روز گردان 242 تانک مواضع جدیدی جلوتر از محل قبلی اشغال کرد و توانست حلقه محاصره را بر دشمن تنگتر نماید. در 6 فروردین 1361 هواپیماهای دشمن بهقصد بمباران مواضع عناصر گردان 242 تانک در منطقه حاضر شدند و اشتباهاً نیروهای زرهی خود را بمباران کردند. در این وضعیت، نیروهای زمینی دشمن هم به تصور اینکه هواپیماهای فوق متعلق به نیروهای ایرانی هستند بهوسیله انواع جنگافزارهای خود به آنها آتش گشودند که در نتیجه یک فروند هواپیمای میگ دشمن سرنگون شد و یک فروند دیگر درحالیکه از قسمت عقب و بدنه سمت راست آن دود متصاعد میشد، منطقه را ترک کرد. گردان در 6 فروردیـن 1361 عملـیات محدودی علیـه نیروهای دشـمن انجام داد که در این عمـلیات، شش نفر از افراد دشمن به اسارت گرفت. به علت درگیری نیروهای خودی و دشمن در این مرحله از عملیات، یک دستگاه تانک گردان به غنیمت دشمن درآمده و سه نفر از خدمه آن به اسارت درآمدند. در مرحله چهارم عملیات از 8 فروردین 1361 گردان در مأموریت واگذاری ضمن شکستن مقاومت تانکها و نفربرهای دشمن در منطقه و انهدام آن، ارتفاعات شمال روستای دوسلک را نیز اشغال کرده و در آن مستقر شد (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 18) و با تأمین جناح شمالی نصر 2، پیشروی نصر 2 برای تصرف و تأمین ارتفاعات برغازه را تسهیل کرد (سالار کیا، علیمحمد،1384 :129). گردان در این مرحله با بهجا گذاشتن چهار زخمی و 2 شهید مأموریت واگذارشده رابا موفقیت به پایان رساند. کارکنان گردان در 8 فروردین 1361 بهپاس پیروزیهای بهدستآمده به نماز شکر ایستادند و گوسفند قربانی کردند. تانکهای گردان 242 اولین تانکهایی بودند که در اولین ساعات بامداد روز 12 فروردین 1361 به روستای دو سلک وارد شدند پـس از ورود به روستای ذکرشده و به اسارت درآوردن آخرین نفرات باقیمانده دشمن در آنجا در ارتفاعات جنوب روستا مستقر شدند. اکیپهای متعددی از افراد غیرنظامی از ستادهای مختلف کمکرسانی شهرستانهای دزفول و اندیمشک برای تشویق و کمک برادران رزمنده خود به میدان نبرد آمده بودند. یک تیم هشتنفری از آنها با یک دستگاه بنز خاور که حامل کمکهای گوناگون بود به گردان 242 تانک آمدند. پس از پایان عملیات فتح المبین گردان 242 تانک به منطقه تجمع قبلی خود واقع در سبزاب در دو راهی دهلران بازگشت. این درحالی بود که در ساحل شرقی رودخانه کرخه جمعیت کثیری آماده بودند که با ورود تانکها ی به شادمانی و پایکوبی مشغول شدند و ضمن شکرگزاری به درگاه خداوند برای سلامتی رزمندگان دعا میکردند در این روز مردم با تقـدیم شاخههای گـل به رزمندگان مراتب تشکر و قـدردانی خود را ابراز میکردند. در هر نقطه از منـطقه عمومی سـاحل کرخه مردم سربازان و دیگر رزمندگان را بهپاس پیروزیهای درخشانی که در نوروز 61 به ارمغان آورده بودند در آغوش میگرفتند و اشک شوق از گونههای پیر و جوان جاری بود. گردان 242 تانک در مأموریتهای واگذاری در عملیات فتح المبین، 11 دستگاه تانک و نفربر به همراه 4 دستگاه خودرو گاز 69، دو دستگاه گاز 66 و یک دستگاه آمبولانس بهداری با کلیه لوازم به غنیمت گرفت و تعداد 122 تن از نیروهای ارتش عراق را به اسارت خود درآورند. گردان 242 تانک پس از پایان عملیات فتح المبین از 12 فروردین تا 20 فروردین 1361 در منطقه عمومی سبزاب مستقر شد و به بازسازی و تعمیر و نگهداری وسایل و تجهیزات خود مشغول گردید (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 18-19). فرماندهی گردان 242 تانک در عملیات فتح المبین به عهده سرهنگ دوم زرهی علیرضا نایبی بود (سالار کیا، علیمحمد،1384: 129). قرارگاه کربلا در 9 فروردین 1361 روز پایانی نبرد فتح المبین با صدور یک دستور عملیاتی به یگانهای شرکتکننده در عملیات فتح المبین ابلاغ کرد که به مناطق پراکندگی تعیینشده در منطقه عمومی جنوب اهواز حرکت نمایند که تغییر مکان واحدها عملاً از 17 فروردین 1361 آغاز گردید علیرغم محدودیتهایی مانند سنگینی ترافیک و عدم کشش کافی جاده دزفول - اهواز و کمبود وسایل ترابری بهویژه خودروهای سنگین تانک بر، این کار با سرعت دنبال گردید (بختیاری، مسعود: 81). گردان 242 تانک برابر دستور حرکت لشکر 21 حمزه 20 فروردین 1361 برای استقرار در منطقه دارخوین از منطقه تجمع در سبزاب حرکت کرد و پس از دو روز راهپیمایی با کلیه وسایل و تجهیزات در منطقه شرق کارون مستقر گردید (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 20). پس از استقرار گردان در منطقه و با توجه به اینکه برابر امریه نزاجا مسئولیت منطقه پدافندی تیپ 40 سراب در شرق کارون به لشکر 21 پیاده واگذار گردیده بود و این منطقه که قسمتی از منطقه واگذاری به این لشکر در طرح عملیاتی کربلا 3 بود. این لشکر 21 پیاده حمزه در 20 فروردین 1361 تیپ 40 سراب را با تیپ 2 پیاده خود تعویض کرد (بختیاری، مسعود: 81). گردان 242 تانک در خط پدافندی قرار گرفت و بنا به دستور لشکر بهطور منظم اقدم به اعزام گشتی شناسایی به غرب رودخانه کارون میکرد و در اکثر مواقع عناصر گشتی گردان با استفاده از تاریکی شب و غفلت دشمن اعزام میشدند در این مأموریتها مشخص گردید که اکثر نوع واحدهای دشمن مستقر در امتداد غربی رودخانه کارون از رسته پیاده و پیاده مکانیزه میباشند (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 20).
عملیات بیتالمقدس: این عملیات ب در ساعت 0100 بامداد 10 اردیبهشت 1361 تا 3 خرداد 1361 به مدت 25 روز با رمز «یا علی ابن ابیطالب (ع)» بهمنظور آزادسازی شهرهای خرمشهر، هویزه و جاده خرمشهر- اهواز و خارج ساختن شهرهای اهواز، حمیدیه، سوسنگرد و جاده اهواز- آبادان از برد توپخانه دشمن و تأمین مرز بینالمللی بهطور مشترک بین ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران به اجرا درآمد (جعفری، مجتبی: 76-77). تیپ 4 زرهی لشکر برابر طرح عملیاتی قرارگاه نصر در قرارگاه نصر 4 سازماندهی گردید و مأموریت آن احتیاط قرارگاه نصر تعیین شد (بختیاری، مسعود: 94). گردان 242 تانک در این عملیات پس از عبور از پل که در منطقه دارخوین بر روی رود کارون احداثشده بود همپای واحدهای تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه مأموریت داشت نیروهای دشمن را که در امتداد ساحل غربی رود کارون و جاده آسفالت اهواز- خرمشهر مستقر بودند، منهدم نماید و منطقهای به عرض 4 کیلومتر و به عمق 10 کیلومتر را پاکسازی نماید (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 24). مرحله اول عملیات از 9 اردیبهشت تا 16 اردیبهشت 1361 با تصرف سرپل در غرب رودخانه کارون و تلاش در تحکیم آن و درگیر نگاهداشتن دشمن در جبهههای کرخه کور و فکه بود، به طول انجامید (بختیاری، مسعود: 90). در این مرحله گردان 242 تانک توانست با موفقیت کامل مأموریت خود را انجام داده و با کمترین تلفات و خسارات، یک گردان کماندویی دشمن محاصره و ساعت0930 صبح روز 10 اردیبهشت 1361 آنها را به اسارت خود درآورد. گردان پس از تخلیه وسایل و تجهیزات و نفرات دشمن در ساعت 1000 همان روز مواضعی را در امتداد جاده آسفالته خرمشهر- اهواز و در حوالی ایستگاه حسینیه اشغال کرد. پس از استقرار گروهان های یکم، دوم و سوم گردان در امتداد جاده آسفالته اهواز – خرمشهر، دشمن اقدام به پاتکهای متعدد کرد. گردان 242 تانک با آتش خود در مقابله با پاتکهای پیدرپی دشمن در مدت چهار روز متوالی، یگانهای مانوری را کمک کرد و این پاتکها خنثی شد کارکنان گردان در مرحله اول عملیات بیتالمقدس تجربیات جنگی مهمی را درزمینه چگونگی عبور واحدهای تانک از رودخانه آموختند زیرا تا قبل از انجام این عملیات کارکنان گردان تجربه عملی در عبور از رودخانه را نداشتند (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 24-25). مرحله دوم عملیات بیتالمقدس از 17 اردیبهشت تا 21 اردیبهشت 1361 با عبور نیروها از سرپل و جاده خرمشهر – اهواز و تصرف قسمتی از خط مرز همراه با انهدام نیروهایی از دشمن و تلاشهای قرارگاه نصر برای احاطه خرمشهر در شلمچه، به طول انجامید (بختیاری، مسعود: 90). گردان 242 تانک در این مرحله از عملیات مأموریت داشت منطقهای به عرض 8 کیلومتر و طول 5 کیلومتر واقع در غرب جاده آسفالت اهواز – خرمشهر را از وجود عناصر دشمن پاکسازی نماید و به سمت مرزهای بینالمللی در شمال غربی خرمـشهر پیشـروی کند. گردان در این مرحله علاوه بر وارد آوردن تلفات و خسارات بیش از 200 نفر از نفرات دشمن را اسیر کرد (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 24-25). مرحله سوم عملیات از 21 اردیبهشت تا 1 خرداد 1361 بهمنظور اتخاذ وضعیت موقت پدافندی، تجدید سازمان و تغییر گسترش نیروهای تک برای احاطه شهر خرمشهر، به طول انجامید (بختیاری، مسعود: 90). در این مرحله، گردان ضمن استقرار در خطوط پدافند آماده اجرای مرحله نهایی عملیات گردید (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 25). مرحله چهارم عملیات از 1 خرداد تا 3 خرداد 1361 با احاطه شهر خرمشهر و آزادی آن به طول انجامید و خاتمه عملیات بیتالمقدس در این مرحله اعلام شد (بختیاری، مسعود: 90). گردان 242 تانک در این مرحله، یکی از بهترین عملیات رزمی خود را علیه تانکها و ادوات زرهی دشمن انجام داد و در منطقه عمومی شلمچه و شمال جاده آسفالته موجود در این محل که خرمشهر را به بصره متصل میکند، نیروهای زرهی و پیاده خودی و دشمن درگیر شدند در این درگیری کارکنان گردان همپای سایر رزمندگان، آخرین مقاومتهای دشمن را در هم شکستند. در پایان روز دوم خرداد 1361 تنها جاده تدارکاتی دشمن که بهوسیله آن نیروهای خود را در شهر خرمشهر تغذیه و تدارک میکرد، قطع شد. مهمترین قسمت مأموریت گردان با موفقیت به پایان رسید. پس از قطع کردن ارتباط نیروهای عراقی از یکدیگر، به گردان مأموریت داده شد که از منطقهای واقع در حوالی پل نو حفاظت کرده تا از یکسو از فرار نیروهای دشمن به سمت بصره جلوگیری شود و از سوی دیگر از کمکرسانی ارتش عراق به نیروهای محاصرهشده خود در خرمشهر ممانعت به عمل آید. پس از آزادی خرمشهر و بنا به اظهارات مسئول شعبه ایثارگران، امامجمعه تهران در خطبههای نماز جمعه دو بار از گردان 242 تانک اسم برده و تشکر کرد (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 25). فرماندهی گردان 242 تانک در عملیات بیتالمقدس به عهده سرگرد زرهی علیرضا نایبی بود (لیست فرماندهان لشکر تا گروهان لشکر 21 حمزه).
عملیات رمضان: این عملیات در 22 تیر 1361 بر مبنای طرح عملیاتی کربلا 4 در منطقه زید در غرب جاده اهواز- خرمشهر با طراحی و فرماندهی مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در چهار محور و در پنج مرحله به اجرا گذاشته شد (جعفری، مجتبی: 78). گردان 242 تانک در این عملیات برابر طرح عملیاتی قرارگاه نصر بنام بدر، در قرارگاه نصر 4 سازماندهی و در احتیاط قرارگاه نصر قرارگرفت. مأموریت واگذاری به گردان، برابر این طرح، حرکت به دنبال نصر 5 شامل (قرارگاه تیپ 23 نوهد و 200 نفر از افراد نوهد، گردان سوار زرهی لشکر، گردان 107 ژاندارمری و یک گردان از سپاه پاسداران) و نیز کمک به تأمین آن و نصر 2 شامل (تیپ 2 لشکر 21 حمزه، تیپ 7 ولیعصر سپاه پاسداران) و در ادامه با عبور از خط حمله نصر 5، تک را به سمت شمال ادامه داده و با قرارگاه فتح الحاق پیدا کرده و پس از پایان مرحله دوم عملیات احتیاط قرارگاه نصر را تشکیل دهد (حسینی، سید یعقوب،1392 :94 و مستخرجه از اسناد و مدارک پژوهشکده دفاع مقدس نزاجا). گردان در برش تاکتیکی قرارگاه نصر 4، در قسمت جنوبی منطقه و در غرب خرمشهر تا جنوب پاسگاه کیلومتر 25 گسترش پدافندي داشت و برابر طرح عملیاتی کربلا 4 در مرحله اول به پدافند در منطقه مسئولیت خود ادامه داد. و در مرحله اول نبرد رمضان ازنظر عملیات آفندي فعال نبود. گردان به همراه نصر 4، در حالیکه از ساعات اول روز 23 تیر که 2 یگان عمده قرارگاه فتح پیشروي فوقالعادهای در منطقه تحت کنترل دشمن داشته و به حوالی آخرین حد پیشروي تعیینشده رسیده بودند، بنا به تصمیم فرماندهی قرارگاه کربلا بهمنظور وارد عمل شدن در منطقه قرارگاه فتح به حوالی ایستگاه حسینیه و نیمایستگاه، تغییر مکان داده شدند تا بنا به دستور در منطقه قرارگاه فتح وارد عمل گردند (حسینی، سید یعقوب،1392: 124). گردان در 26 تیر 1361 بنا به دستور قرارگاه نصر بهمنظور وارد عمل شدن بین منطقه عمل نصر 1 (تیپ یک لشکر 21 پیاده، تیپ 31 عاشورا از عناصر لشکر 5 سپاه پاسداران) و نصر 2 موضع تیری را انتخاب کرده و وارد عمل شد. همچنین گردان در 28 تیر 1361 بنا به دستور معاون قرارگاه نصر بهمنظور کمک به نصر 6 (تیپ 2 لشکر 92 و تیپ 17 قم، برابر دستور جز بهجز شماره 2 قرارگاه نصر تشکیل شد) در مقابله با پاتک دشمن از ساعت 0831 وارد عمل شد (مستخرجه از اسناد و مدارک پژوهشکده دفاع مقدس نزاجا). گردان 242 تانک در سومین دور عملیات از 1 مرداد 1361 در کنترل عملیاتی قرارگاه کربلا قرار گرفت (حسینی، سید یعقوب، 1392: 171). فرماندهی گردان 242 تانک در عملیات رمضان به عهده سرهنگ دوم زرهی علیرضا نایبی بود (لیست فرماندهان لشکر تا گروهان لشکر 21 حمزه).
عملیات والفجر مقدماتی: این عملیات از 17 بهمن 1361، با رمز «یا الله، یا الله، یا الله» به مدت 4 روز در شمال چزابه و جنوب فکه به اجرا درآمد (جعفری، مجتبی: 86). گردان 242 تانک (-) با گروهان ارکان و دو گروهان تانک در این عملیات در قرارگاه فجر، در سازمان تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه و قرارگاه فجر 7 سازماندهی شد (مستخرجه از اسناد و مدارک پژوهشکده دفاع مقدس نزاجا). گردان پس از عملیات والفجر مقدماتی در سازمان قرارگاه کربلای 4 شامل تیپ 4 زرهی سازماندهی گردید و در قسمتی از خط پدافندی چنگوله تا زبیدات برابر طرح پدافندی شماره 5 قرارگاه خاتمالانبیاء (ص) قرار گرفت (همان). فرماندهی گردان 242 تانک در عملیات والفجر مقدماتی به عهده سرهنگ دوم زرهی علیرضا نایبی بود (لیست فرماندهان لشکر تا گروهان لشکر 21 حمزه).
عملیات والفجر 1: این عملیات در منطقه عمومی شمال فکه و در جبهه جبل فوقی با هدف تصرف ارتفاعات جبال حمرین، دشت سمیده، جبل فوقی و رسیدن به پل غزیله بود که در 21 فروردین تا 25 فروردین 1362 به مدت 7 روز با رمز «یا الله، یا الله، یا الله» در دو محور شمالی و جنوبی بهوسیله قرارگاه نجف و کربلا به اجرا در آمد (جعفری، مجتبی، ص 88). گردان 242 تانک برابر سازمان برای رزم طرح عملیاتی شماره 2 کربلای 11 در قرارگاه کربلا، در قرارگاه کربلای 4 (تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه) سازماندهی شد. منطقه عمل قرارگاه کربلا از پاسگاه زبیدات در شمال تا پاسگاه بجلیه عراق در جنوب - مقابل چم هندي ایران در غرب خط مرز - و پیشروي از خط تماس در جنوب جاده شرهانی زبیدات بهطرف غرب تا دامنه غربی ارتفاعات حمرین در این منطقه در عمق 10 کیلومتري خاك عراق بود (حسینی، سید یعقوب، 1389: 46). با آغاز عملیات، یگانهای قرارگاه کربلا 4، اولین یگانهایی بودند که برخورد ی با میدان مین را گزارش دادند که در ساعت 2310 به میدان موانع دشمن رسیده و مشغول باز کردن معبر در آن هستند. تا ساعت 2320 یعنی 20 دقیقه بعد از شروع حمله شبانه، یگانهای خودي در اغلب مناطق نبرد با دشمن درگیر شدند (همان). گردان 242 تانک از قرارگاه حرکت یگانهای کربلای 4 از جمله گردان 242 تانک، به علت ناهموار بودن زمین و پیشروي در تاریکی شب، از سرعت کافی برخوردار نبود و همین امر باعث شد عناصر قرارگاه کربلا 4 هنوز کاري انجام نداده در همان مانع اول دشمن متوقف بشوند. وضعیت طبیعی زمین عملیات نیز سختتر از آن بود که در مرحله طرحریزی روي آن برآورد شده بود و همین امر در عدم دستیابی به اهداف توسط گردان 242 تانک در مراحل بعدی تأثیر داشت (همان،: 48). فرماندهی گردان 242 تانک در عملیات والفجر 1 به عهده سرهنگ دوم زرهی علیرضا نایبی بود (لیست فرماندهان لشکر تا گروهان لشکر 21 حمزه).
عملیات والفجر 3: این عملیات در 7 مرداد 1362 با رمز «یا الله، یا الله، یا الله» آغاز گردید و مدت 17 روز به طول انجامید. نیروهای خودی در این عملیات از سه محور به دشمن یورش برده و هدفهای موردنظر را تصرف کردند (جعفری، مجتبی: 90). عملیات والفجر 3 در دو منطقه مجاور هم اجرا گردید که عملیات منطقه شمالی را قرارگاه فتح ۱ شامل (عناصری از تیپ ۸۴ خرمآباد، لشکر نصر و تیپ امام رضا - در ارتفاعات زالوآب- نمکلان) و عملیات منطقه جنوبی را فتح ۲ شامل (تیپ 4 زرهی لشکر ۲۱ حمزه و لشکر ثارا... در منطقه مهران و ارتفاعات قلعه آویزان) هدایت میکردند. گردان 242 تانک در این عملیات در قرارگاه فتح 2 و در سازمان تیپ 4 زرهی سازماندهی شد. این گردان، برابر طرح عملیاتی یاسر، یک دسته بهمنظور تقویت یگانهای عملکننده در بین فرخآباد – فیروزآباد، اعزام کرد تا در ادامه عملیات بنا به دستور، یگانهای عملکننده در بین فیروزآباد و قلاویزان در دشت مهران را با تانک تقویت کند (مستخرجه از اسناد و مدارک پژوهشکده دفاع مقدس نزاجا). همچنین گردان مأموریت داشت که پس از شروع عملیات، نیروهای خط مقدم دشمن را که در طول ارتفاعات پشت قلاویزان قرار داشتند، در هم کوبیده و منطقهای به عرض 3 کیلومتر و طول 10 کیلومتر واقع در شمال غربی شهر مهران را از وجود نیروهای ارتش عراق پاکسازی نماید (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 37). در مرحله یکم عملیات، تانکهای باقیمانده گردان ۲۴۲ که به علت ترکیدن موتور - اصابت موشک و آسیبدیدگی و برخی معایب دیگر از ۱۴ دستگاه حاضر بکار قبل از عملیات به 9 دستگاه رسیده بود، بلافاصله تغیير موضع داده و از خاکریز مجاور بهین- بهروزان به خاکریز جدید در حوالی امامزاده حسن واقع در دشت مهران منتقل و مستقر شد. در این مرحله عملیات در منطقه قرارگاه فتح 1 تا ساعت 0900 روز 8 مرداد 1362 تپه ۳۴۳ و قسمتی از ارتفاعات نمکلان آزاد شد ولی ارتفاعات ۳۶۳ و ۳۲۵ و ۳۴۰ آزاد نشد و گردان یکم تیپ ۴۱۷ عراق از آن روز تا خاتمه عملیات در 17 مرداد 1362 در محاصره نیروهای قرارگاه فتح 1 قرارگرفته و مقاومت میکرد. در این مدت ارتش عراق بارها با پاتکهای مکرر و با استعدادهای مختلف، مستقیماً در منطقه قرارگاه فتح ۱ دست زد تا گردان مذکور را به فرماندهی سرهنگ جاسم حمودی محمود از محاصره نجات دهد ولی موفقیتی به دست نیاورد. در خلال این مدت ارتش عراق شبانه و بهوسیله بالگردهای خود انواع آمادها را برای گردان مذکور میفرستاد و اظهارات اسرای عراقی نشان میداد که صدام حسين شخصاً بهوسیله بیسیم با افسر مذکور در تماس بوده و او را وادار به مقاومت میکرد تا جایی که برای دلگرمی یگان در محاصره خود حتی خبر اجرای تک قریبالوقوع و گسترده خود را از منطقه مهران بهمنظور الحاق با یگان خود به نامبرده قبلاً اطلاع داده بود. با شروع پاتکهای ارتش عراق و آغاز پیشروی آنها، بلافاصله گروهانهای گردان 242 از مواضع پراکندگی خود حرکت و ۳۰ دقیقه بعد آماده اجرای مأموریت بودند و چون خاکریزی بین بهین- بهروزان ایجاد نشده بود لذا تانکها برابر دستور در خاکریز متصل به بهین و بهروزان در مهران مستقر شدند و تانکهای دشمن را از پهلو زیر آتش قراردادند. گردان 242 تانک در مقابله با پاتکهای دشمن در عملیات والفجر 3 از ۹ دستگاه تانک موجود خود، ۳ دستگاه تانک آن مورد اصابت قرارگرفته و در نتیجه با 6 دستگاه تانک باقیمانده در این مرحله از عملیات در پشت خاکریز جاده اسفالتِ دهلران - مهران مستقر گردیدند (مستخرجه از اسناد و مدارک پژوهشکده دفاع مقدس نزاجا). فرماندهی گردان 242 تانک درعملیات والفجر 3 بهعهدۀ سرهنگ دوم زرهی علی رضا نایبی بود (لیست فرماندهان لشکر 21حمزه وتاریخچه ونقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس،ص 73)
عملیات خیبر: این عملیات در 3 اسفند 1362 آغاز و تا 22 اسفند به مدت 20 روز با رمز «یا رسولالله (ص)» در منطقه شمال بصره ادامه داشت. این عملیات با مشارکت نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، تحت کنترل قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) با دو قرارگاه مستقل به اجرا گذاشته شد. این دو قرارگاه شامل قرارگاه نجف تحت کنترل سپاه پاسداران در منطقه هورالعظیم، جزایر مجنون و طلائیه و قرارگاه کربلا تحت کنترل ارتش در منطقه حسینیه- زید بودند (جعفری، مجتبی، ص 96). گردان 242 تانک برابر دستور جز بهجز شماره 2 همراه تیپ 4 زرهی از 5 اسفند 1362 در شمال جاده حمید- جفیر مستقر گردید (مستخرجه از اسناد و مدارک پژوهشکده دفاع مقدس نزاجا). گردان برابر دستور پدافند لشکر پس از عملیات خیبر در منطقه عینخوش مستقر و در خط پدافندی قرار گرفت (لهراسبی، محمدجعفر: 149). فرماندهی گردان 242تانک درعملیات خیبر به عهده سرهنگ دوم زرهی سید محمود هاشمی بود (لیست فرماندهان لشکر تاگروهان لشکر 21حمزه؛ تاریخچه ونقش تیپ 36زرهی میانه دردفاع مقدس،ص 73).
گردان در اسفند 1363 از منطقه عمومی عینخوش به مقصد آبادان بهمنظور استقرار در خط پدافندی اروندرود به آن منطقه تغییر موضع داد و منطقهای را به فاصله 4 کیلومتر در سواحل شرقی اروندرود و در منطقه خسروآباد اشغال کرد و مشغول انجام مأموریت پدافندی در محل گردید. فاصله بین عناصر خودی و دشمن در این منطقه در عرض سواحل اروندرود بود. به همین دلیل جو حاکم بر مواضع نیروها بسیار حساس و حیاتی بود و هرلحظه امکان داشت عملیاتی از طرف یکی از نیروهای متخاصم انجام گیرد. عناصر گردان در نوبتهای متوالی از طریق اعزام نیروهای گشتی شناسایی به منطقه وضعیت دشمن را کنترل و اطلاعاتی از استعداد و نوع تجهیزات دشمن به دست آورد (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 45).
عملیات ظفر 1: اینعملیات ایذایی در جزیره مینو از ۱۷ خرداد ۱۳۶۴ توسط تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه، با یورش به مواضع اشغالی دشمن در محدوده جزیره مینو، انجام گرفت. در این عملیات، بخشی از نیروهای دشمن، شماری از سنگرهای انفرادی و اجتماعی نیروهای عراق منهدم و نیروها به مواضع پیشین خود بازگشتند. (حبیبی، ابوالقاسم: 103). در این عملیات گردان 242 تانک که از آبادان تا خسروآباد مستقر گردیده بود. از ساعت 2300 تا حوالی صبح اقدام به اجرای آتش بر روی مواضع دشمن نموده و بخشی از مواضع و استحکامات آ نها را منهدم کرد (لهراسبی، محمدجعفر: 152-153). فرماندهی گردان242 در عملیات ظفر1 بهعهدۀ سرهنگ دوم زرهی سید محمود هاشمی بود (لیست فرماندهان لشکر تاگروهان لشکر21حمزه وتاریخچه ونقش تیپ 36زرهی میانه دردفاع مقدس،ص73).
گردان 242 تانک پس از دو ماه از خاتمه عملیات ظفر 1 به همراه تیپ 4 زرهی لشکر بهمنظور بازسازی و تجدید سازمان به منطقه عمومی عین خوش اعزام شد و پس از بازسازی بنا بر دستور لشکر 21 حمزه همراه تیپ 4 زرهی به منطقه عمومی مهران اعزام گردید. گردان پس از استقرار تیپ در خطوط پدافند مهران، برابر امریه صادر از لشکر 21 حمزه به منطقه عمومی سومار اعزام گردید (لهراسبی، محمدجعفر: 155). مأموریت سومار یکی از بهترین مأموریتهای گردان در طول جنگ تحمیلی بود. گردان پس از استقرار در منطقه عمومی سومار از 19 اسفند 1364، منطقه پدافندی در قسمت شرق شهر سومار را تحویل گرفت و به پدافند از آن مشغول شد. گردان بهمنظور جمعآوری اطلاعات از استعداد دشمن و نوع تجهیزات و منطقه پراکندگی آن، تیمهای گشتی شناسایی به جلو خطوط مقدم اعزام کرد در اکثر این مأموریتهای گشت زنی، عناصر گردان موفق به گرفتن اسیر از دشمن شدند. گروهان یکم گردان در این منطقه، به تیپ 40 سراب مامور شد. به دلیل نزدیکی نیروهای ایرانی به شهر مندلی عراق در این منطقه فعلوانفعالات زیادی انجام گرفت و ارتفاعات مشرفبه منطقه عمومی مندلی برای هردو نیرو ارزشمند بود به همین دلیل این ارتفاعات چندین بار دستبهدست شد. از سوی دیگر در قسمت غرب شهرستان سومار که عمده قوای گردان مستقر بود ارتفاعات بسیار حساس (کهنه ریگ) قرار داشت و مرتفعترین آنها ارتفاع 402 در اختیار نیروهای خودی بود. دشمن شش ماه برای تصرف مواضع ذکرشده اقدام به تک های فراوان کرد که در هر بار با مقاومت شدید گردان 242 تانک و سایر یگانهای مانوری مواجه شد و مجبور به عقبنشینی گردید (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 52). گردان پس از مأموریت در سومار، به تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه در مهران ملحق شد و پس از عملیات کربلای 1 در 9 تیر 1365 به همراه تیپ 4 زرهی به منطقه موسیان اعزام شد و در ارتفاعات 175، تپه شرهانی و 160 و پاسگاه چیلات و در خط پدافندی مستقر شد (لهراسبی، محمدجعفر: 156؛ تاریخچه ونقش تیپ 36زرهی میانه دردفاع مقدس،ص73).
عملیات کربلای 5: این عملیات از ۱۹ دی ۱۳۶۵ تا پایان همان سال، با رمز «یا زهرا (س)» آغاز شد و یکی از بزرگترین نبردهای دوران جنگ تحمیلی محسوب میشود. منطقه عمومی شلمچه - به خاطر اهمیت سیاسی و نظامی آن - همواره جایگاهی قابلتوجه در اندیشه طراحان جنگ داشته است. پس از فتح خرمشهر، تسلط بر شلمچه بهعنوان یکی از معابر وصولی شهر بصره، در زمره اهداف قوای نظامی خودی قرار گرفت و عملیات کربلای 5 بهترین موقعیت برای عملی ساختن این ایده بود. (حبیبی، ابوالقاسم :151). نزاجا طی نامه به شماره 10/4/2210/خ 2-19/11/1365 اعلام کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهمنظور تداوم عملیات کربلای 5 از محضر امام خمینی (ره) درخواست استفاده از امکانات نزاجا را کرده است و بر مبنای امریه فرماندهی قرارگاه خاتمالانبیاء (ص)، مدت مأموریت این یگانها و وسایل به مدت 5 هفته خواهد بود. بر همین اساس تعداد 5 دستگاه نفربر ام 113 و تعدادی تانک از لشکر 21 حمزه برای قرار گرفتن در اختیار سپاه پاسداران در عملیات کربلا 5 تعیین شد (مستخرجه از اسناد و مدارک پژوهشکده دفاع مقدس نزاجا). در این راستا یک نفر افسر بهعنوان فرمانده یگان همراه با چند دستگاه نفربر و خدمه از گردان 242 تانک و یگانهای تابعه تیپ برای شرکت در عملیات کربلای 5 و همچنین کربلای 8 که از 18 فروردین 1366 در منطقه شرق بصره عراق اجرا گردید، به منطقه جنوب اعزام گردیدند (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 71). فرماندهی گردان 242تانک درعملیات کربلای 5به عهده سرهنگ دوم زرهی جعفرعباسزاده بود (لیست فرماندهان لشکر تاگروهان لشکر21 حمزه وتاریخچه ونقش تیپ 36زرهی میانه دردفاع مقدس، ص73).
عملیات نصر 2: طرح و اجرای عملیات نصر ۲ توسط تیپ 40 سراب از نیروی زمینی ارتش به انجام رسید. هدف عملیات نصر ۲ آزادسازی بلندیهای مشرف بر خطوط مواصلاتی دشمن در جبهه میمک واقع در منطقه میانی جنگ بود. به همین منظور تک نیروهای ارتش با رمز یا حسین مظلوم (ع) در ۱۳ خرداد ۱۳۶۶ در محور کوهستانی میمک آغاز شد. (حبیبی، ابوالقاسم، ص 169). گردان 242 تانک با اعزام یک دسته تانک بهمنظور پشتیبانی آتش تانک از تیپ 40 سراب در این عملیات مشارکت داشت (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 71). فرماندهی گردان 242 تانک درعملیات نصر 2به عهده سرهنگ دوم زرهی جعفر عباس زاده بود (لیست فرماندهان لشکر تا گروهان لشکر 21حمزه وتاریخچه ونقش تیپ 36زرهی میانه دردفاع مقدس،ص 72). در این عملیات بلندیهای ۴۰۴، ۴۰۰، ۳۹۶ و منطقه نی خزر و هلاله به تصرف رزمندگان تیپ 40 سراب درآمد و ۴ گردان کماندویی، توپخانه و پیاده و یک گروهان تانک دشمن آسیب دید و مقداری سلاح و مهمات از دشمن به غنیمت گرفته شد. همچنین در این عملیات محدود و کوتاهمدت، ۸۰۰ تن از نیروهای عراقی کشته و زخمی و دهها تن دیگر نیز اسير شدند (حبیبی، ابوالقاسم: 169).
عملیات نصر 3: این عملیات محدود و نفوذی توسط تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه از 27 خرداد 1366 با هدف انهدام توان رزمی دشمن در منطقه زبیدات در جنوب محور عملیاتی دهلران به اجرا در آمد (همان: 172). گردان 242 تانک با بهکارگیری یک گروهان تانک، همپای عناصری از گردان 133 پیاده برای واردکردن خسارات و تلفات به نیروهای دشمن و همچنین گرفتن اسیر از او اقدام به انجام یک تک محدود روزانه علیه نیروهای عراقی به اجرا گذاشت. تانکهای گردان در اولین ساعات بامداد 28 خرداد 1366 به نیروهای عراقی مستقر در ارتفاع 160 منطقه هجوم بردند. پس از در هم کوبیدن خطوط مقدم دشمن موفق شدند تلفات و خسارات زیادی به آنها وارد کنند و تعدادی از آنها را به اسارت خود درآورند. دشمن به تصور اینکه عملیات رزمندگان اسلام یک تک گسترده است با جمعآوری کلیه نیروهای احتیاط در خط خود اقدام به پاتک کرد. یکی از اهداف مهم عملیات نصر 3 شناسایی و جمعآوری اطلاعات درزمینه استعداد، نوع جنگافزار و تجهیزات دشمن در منطقه بود که این امر را دشمن با بهکارگیری کلیه نیروهای خود افشا کرد و درنهایت گردان علاوه بر وارد آوردن تلفات و خسارات فراوان به دشمن موفق گردید اخبار و اطلاعاتی در زمینه استعداد و توان رزمی دشمن در منطقه به دست آورد (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس: 71 و لهراسبی، محمدجعفر: 159-160). در این عملیات ضمن منهدم کردن ۲۰ دستگاه تانک و نفربر زرهی، چندین انبار مهمات و شماری خودرو نظامی دشمن، به گردانهای رزمی ارتش عراق آسیب رسید و با کشته و زخمی و اسیر کردن 106 تن از نیروهای عراقی و غنیمت گرفتن ادوات جنگی و دهها قبضه سلاح سبک از دشمن، به خاک ایران و خطوط جبهه خودی بازگشتند (حبیبی، ابوالقاسم: 172). فرماندهی گردان 242تانک درعملیات نصر3 به عهده سرهنگ دوم زرهی جعفر عباسزاده بود (لیست فرماندهان لشکر تاگروهان لشکر 21حمزه وتاریخچه ونقش تیپ 36 زرهی میانه دردفاع مقدس،ص73).
گردان 242 تانک علاوه بر شرکت در عملیاتهای آفندی مذکور، از اوایل مهر 1365 تا اواسط تیر 1367 در منطقه پدافندی بهاندازه 4 کیلومتر در منطقه عمومی نهر عنبر قرار گرفت. این منطقه قسمتی حساس و حیاتی از سرزمین عراق بود که از طرفی مشرفبه جاده ارتباطی و تدارکاتی منتهی به شهر العماره و مناطق مرکزی و شمال عراق بود و از طرف دیگر این منطقه برای ارتش عراق نیز تعیینکننده و سرنوشتساز بود. بیشتر ارتفاعات حساس در این منطقه در اختیار نیروهای خودی قرار داشت به علل فوق گروهان های دوم و سوم گردان 242 تانک در اطراف جاده آسفالت زبیدات و علی غربی مستقر بودند و گروهان یکم در منطقهای مشرف به ارتفاع 160 که مشرفبه جاده اصلی دشمن بعثی بود، مستقر گردید. در مدت استقرار گردان برابر دستورات ابلاغی تیپ، اقدام به فعال کردن یک دسته رزمی کارآمد به نام دسته شناسایی کرد. مأموریت اصلی این دسته شناسایی مستمر و روزانه از منطقه گسترش واحدهای دشمن بود (تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، ص 71).
عملیات پدافندی 31 تیر 1367: گردان در اواخر 1366ش به علت عدم جایگزینی وسایل و تجهیزات زرهی از بین رفته با مشکلات جدی مواجه گردید بهطوریکه تعداد تانکها و نفربرها و خودروهای سازمانی به حداقل رسید و استعداد پرسنلی یگانها به علت عدم واگذاری نفرات جدید، باعث کاهش توان رزمی گردان به میزان قابلملاحظهای شد. ارتش عراق پس از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران در 27 تیر 1367، در اولین ساعات بامداد 31 تیر 1367 با اجرای پرحجم آتشی که در طول جنگ تحمیلی سابقه نداشت، اقدام به انجام عملیات علیه نیروهای ایران کرد. محور اصلی تک عراق در منطقه لشکر 21 حمزه در منطقه عمومی عین خوش، واحـدهای تیپ 4 زرهی ازجمله گردان 242 تانک بود. همزمان با اجرای پرحجم آتش توپخانـه تعداد زیادی از هواپیماهای جنگنده و بالگرد دشمن اقدام به بمباران شدید قسمتهای عقبه و جادههای تدارکاتی نیروهای تیپ 4 و گردان 242 کرد بهطوریکه خطوط مقدم و منابع تدارکاتی در ساعت 0730 بهطور کامل قطع گردید. نیروهای پیاده و زرهی دشمن با تمام قوا به موضع پدافندی گردان یورش بردند و موفق به عقب راندن نیروهای پدافندی گردان شدند. همچنین در حوالی ساعت 1100 دشمن اقدام به بمباران شیمیایی مناطق عقبه واحدهای در حال عقبنشینی گردان 242 تانک و تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه کرده و تلفات و خساراتی را وارد کرد (همان). فرماندهی گردان 242تانک دراین عملیات پدافندی به عهده سرهنگ دوم زرهی جعفرعباسزاده بود (لیست فرماندهان لشکر تاگروهان لشکر 21حمزه وتاریحچه ونقش تیپ 36زرهی میانه دردفاع مقدس،ص73).
شهدای گردان 242 تانک در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران: در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، گردان 242 تانک تعداد 111 تن شهید شامل (6 تن افسر پایور، 34 تن درجهدار پایور، 3 تن درجهدار وظیفه، 68 تن سرباز وظیفه که 5 تن آنها جاویدالاثر هستند) شهید و تعداد 50 تن آزاده شامل (9 تن آزادۀ پایور و 41 تن آزادۀوظیفه) تقدیم میهن اسلامی ایران کرده است. همچنین پس از پایان جنگ و در مأموریت مراقبتهای مرزی، تعداد 5 تن از کارکنان وظیفه گردان به شهادت رسیدند (مستخرجه از مدارک و اسناد شعبه ایثارگران لشکر 21 حمزه).
گردان 242 تانک پس از جنگ تحمیلی: گردان 242 تانک پس از پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل متحد و استقرار نیروها در مرز بینالمللی، بهمنظور مراقبت از مرزهای جنوبی از 1367ش در خط پدافندی منطقه عمومی موسیان و عین خوش در استان ایلام و در مناطق مرزی از چنگوله تا میمه و چاههای نفتی دهلران تا 1 مهر 1371مستقر گردید. همزمان حضور در خطوط دفاعی، اقدام به تجدید سازمان و تجدید آمادگی رزمی کرد (کارنامه عملیاتی تیپ 36 پیاده مکانیزه، ص 3؛ مصاحبه با سرتیپ دوم محسن رنجبرفرمانده سابق تیپ 36زرهی میانه). همچنین کارکنان گردان در امر آموزش جدیت قابلتوجه نشان دادند بهطوریکه در بازدیدی که از دفتر فرماندهی کل قوا از این یگان به عمل آمد در بین یگانهای زرهی قرارگاه عملیاتی جنوب مقام اول را کسب کردند. گردان 242 در این مدت برای اولین بار بعد از آتشبس موفق به آزمایش گردان در منطقه شاوریه شد و با نتایج بسیار خوبی آن را به پایان رسانید. نزاجا در بهمن 1369 طرح رجعت به پادگانهای سرزمینی را به یگانهای لشکر 21 حمزه ابلاغ کرد، اما مأموریت گردان تا سال 1371 به طول انجامید و در نهایت در 1 مهر 1371به پادگان امام رضا (ع) درشهر مراغه مراجعت کرد. گردان 242 تانک از 1 آبان 1375، به پادگان سرزمینی تیپ 4 زرهی واقع در شهر میانه بازگشت (تاریخچه عملیاتی گردان 242؛ مصاحبه با سرتیپ دوم محسن رنجبرفرمانده سابق تیپ 36رزهی میانه).
محل استقرار سرزمینی پادگان گردان 242 تانک: این گردان قبل از جنگ تحمیلی در پادگان لویزان واقع در تهران و پس از مراجعت از مناطق عملیاتی پس از 12سال و خاتمه مأموریت مراقبت مرزی در 1371ش به پادگان امام رضا (ع) در شهر مراغه و از 1 آبان 1375 در پادگان سرزمینی تیپ 4 زرهی لشکر 21حمزه در شهر میانه دراستان اذربایجان شرقی مستقر گردید (کارنامه عملیاتی تیپ 36 پیاده مکانیزه، ص 2؛ مصاحبه با سرتیپ دوم محسن رنجبرفرمانده سابق تیپ 36زرهی میانه).
تغییرات سازمانی گردان 242 تانک: گردان 242 تانک که در سازمان تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه قرار داشت، با منتزع شدن تیپ از 1380ش بنا به تدبیر نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از لشکر 21 حمزه و تشکیل تیپ مستقل 36 زرهی یکی از گردانهای تانک آن تیپ منظور شد. تیپ مستقل 36 زرهی در نهایت در اجراي طرح ثامن الائمه (ع) برابر امريه شماره 2192/3/5110-9/9/90 از زرهي به پياده مكانيزه تغيير ماهيت داد (همان).
مآخذ: آییننامه روشی شمارهگذاری، تأسیسات و یگانهای ارتش، انتشارات معاونت عملیات آجا، 1349ش؛ اسناد و مدارک مرکز پژوهشهای دفاع مقدس سازمان ایثارگران نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران؛ اسکندرزاده، صفرعلی، آشنایی با ادوات زرهی ویژه دوره عالی، شیراز: دانشکده پیاده مرکز آموزش پیاده شهید سرلشکر ایرج رستمی، 1388ش؛ بختیاری، مسعود، عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر، تهران، ایران سبز، 1380ش؛ پورداراب، سعید، غرش توپها، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384ش؛ تاریخچه و نقش تیپ 36 زرهی میانه در دفاع مقدس، میانه، گردآورنده سرتیپ 2 بازنشسته شاپور توکلی، 1400 ش؛ تاریخچه عملیاتی گردان 242، میانه، رکن سوم گردان، 1392ش؛ پرونده لشکر 21 پیاده حمزه سیدالشهدا آذربایجان (ص)، 1359-1367ش؛ جعفری، مجتبی، اطلس نبردهای ماندگار، چاپ چهلم، تهران، سوره سبز، 1394ش؛ حبیبی، ابوالقاسم، کارنامه عملیات سپاهیان اسلام در هشت سال دفاع مقدس، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1383ش؛ حسینی، سید یعقوب، عملیات رمضان: تیر 1361، تهران ایران سبز، 1392ش؛ همو، نبردهای 1362ش تا پایان 1364ش، تهران، ایران، 1389ش؛ رضایی، محمد، بهکارگیری تیپ مستقل زرهی نزاجا در مقابله با نیروهای فرا منطقهای در نبرد ناهمتراز، تهران، دانشکده فرماندهی و ستاد، 1393ش؛ رنجبر، محسن (فرمانده سابق تیپ 36 زرهی میانه و از رزمندگان پیشکسوت دوران دفاع مقدس)، مصاحبه با مؤلف، 20 مرداد 1401؛ ساحادم آجا (سازمان حفظ آثار دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران)، لیست اسامی فرماندهان لشکر، تیپ مستقل و گروههای توپخانه در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، 1399ش؛ سالار کیا، علیمحمد، لشکر 21 حمزه سیدالشهدا از شهریور 1359 تا مهر 1360، تهران، ایران سبز، 1380ش؛ همو، فتحالمبین - قرارگاه نصر فروردین 1361، تهران، ایران سبز، 1384ش؛ سلیمانجاه، بهروز، سلیمانجاه : هفتادسال خاطرات سرتیپ ستاد بهروز سلیمانجاه، تهران، ایران سبز، 1393ش؛ شکوهی، حسین و همکاران، آییننامه جنگ ضد زره، معاونت تربیت و آموزش نزاجا،1390ش؛ صفری کیا، بهروز، بررسی و تحلیل نقش یگانهای توپخانه در مناطق عملیاتی از پیروزی انقلاب اسلامی تا 31 شهریور 1359، دانشکدۀ فرماندهی و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران، 1389ش؛ کارنامه عملیاتی تیپ 36 پیاده مکانیزه (پمکا)، میانه، آذربایجان شرقی، رکن سوم تیپ 36 پیاده مکانیزه، 1392ش؛ لهراسبی، محمدجعفر، مردان جنگ، تهران، بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، 1376ش؛ مدارک و اسناد شعبه ایثارگران لشکر 21 حمزه، تبریز،1400 ش؛ موسوی قویدل، علیاکبر، عملیات فتح المبین: قرارگاه کربلا، تهران، ایران سبز، 1386ش؛ نجفی راشد، محمد و همکاران، توپخانه در سد و تثبیت متجاوز، تهران، ایران سبز،1396ش./ علی احمدی، یعقوب شیرزادی/
