
اصل دانشور، علياكبر (۲ آذر ۱۳۳۹- ۶ بهمن ۱۳۹۶)، فرمانده پشتيباني شمال غرب نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.
دانشور در محلۀ اَلقَلَندیس شهر سردرود، در جنوب غربی شهرستان تبریز، در یک خانوادۀ مذهبی به دنیا آمد پدرش، میرزاعلی، خمیرگیر نانوایی و مادرش، طیبه الهوردیزاده، خانهدار بود. او سه برادر و یک خواهر داشت و آخرین فرزند خانواده بود (ادارۀ ثبتاحوال ... ).
علیاکبر، مقطع ابتدایی را از اوّل تا پنجم در زادگاهش، سردرود به پایان رسانید و در امتحانات نهایی پنجم در مدرسه راهآهن تبریز (بعثت فعلی) شرکت کرد. سردرود مدرسه راهنمایی نداشت برای مقطع راهنمایی و ادامه تحصیل در مدرسه راهنمایی راهآهن تبریز (بعثت فعلی) نام نویسی و هر روز از سردرود تا تبریز و بالعکس، با اتوبوس یا مینیبوس در رفت و آمد بود. وی سال اول راهنمایی را در 1353ش با موفقیت به اتمام رسانید. ولی در مرداد همان سال به علت فوت مادر ضربۀ روحی سختی به او وارد و به علت بیعلاقگی به درس ترک تحصیل نمود (ادارۀ آموزشوپرورش ...؛ قلیزادۀ علیار، ص 30، 31، 32).
بعد از ترک تحصیل توسط عمویش از اواخر زمستان ۱۳۵۳ش، در میدان قونقا تبریز، پیش یک باطریساز به نام گارنیگ ارمنی، با دستمزد هفتهای 15 تومان، مشغول کار شد (همو، ص 34).
در دوران نوجوانیاش که با سالهای مبارزۀ ملت ایران بر ضد حکومت پهلوی دوم (حک: 1320- 1357ش)، همراه بود، به این مبارزات پیوست و فعالیتهایش را با آغاز قیام 29 بهمن 1356 مردم تبریز تا پیروزی انقلاب اسلامی شدت بخشید (همو، ص 43، 60).
علیاکبر پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، وارد کمیته انقلاب اسلامی سردرود شد و در برقراری آرامش و امنیت در شهر، تلاش زیادی کرد. وی پس از مدتی، از کمیته انقلاب اسلامی استعفا و در خرداد 1358، به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سردرود درآمد و در ۱۵ بهمن همان سال، در دورۀ ششم آموزشی پادگان خاصبان* (پادگان سیدالشهداء (ع) فعلی، وابسته به نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)، اعزام و با موفقیت دوره را به اتمام رساند (کمیتۀ انقلاب اسلامی...، گواهی تأیید؛ سپاه ...، گواهی عضویت، گواهی اعزام به دوره؛ قلیزادۀعلیار، ص 61، 68، 71، 72).
دانشور، اولین بار در 11 مهر 1359، جهت مقابله با گروهای کومله، دموکرت، پژاک، خبات و ...، به سردشت اعزام و به عنوان راننده و کمک بیسیمچی تا بهمن همان سال به مأموریت خود ادامه داد و در ۳ بهمن ۱۳۵۹ جهت مقابله با ضد انقلاب به میاندوآب اعزام شد (همو، ص 87، 88).
علیاکبر در اسفند ۱۳۵۹، به همراه 80 نفر از نیروهای آذربایجانی، راهی سوسنگرد شد و با پیوستن به گروه المهدی(عج)، به عنوان راننده در این عملیاتها حضور یافت: عملیات امام مهدی(عج)، 26 اسفند 1359، جبهۀ جنوبی، سوسنگرد، با هدف انهدام دشمن در غرب سوسنگرد تا روستای احیمر؛ عملیات امام علی (ع)، 31 اردیبهشت 1360، جبهۀ جنوبی، شمال و غرب سوسنگرد، با هدف تصرف ارتفاعات الله اکبر و تپۀ شحیطیه؛ عملیات طراح (شهید چمران)، 5 مرداد 1360، جبهۀ جنوبی، جنوب جادۀ حمیدیه – سوسنگرد، با هدف پاکسازی جنوب جادۀ حمیدیه تا کرانههای شمالی کرخه کور؛ عملیات شهید مدنی، جبهۀ جنوبی، جنوب جادۀ سوسنگرد – بستان از دهلاویه تا دغاغله؛ عملیات طریقالقدس، 8 آذر 1360، با رمز «یا حسین (ع)»، جبهۀ جنوبی، سوسنگرد – بستان، با هدف آزادسازی بستان و دستیابی به مرز چزابه، در سمت معاون دوم گردان امام سجاد (ع) تیپ 1 عاشورا و نیز مسئول تدارکات گردان (معبودی، ص 34، 36، 38، 40، 47؛ رشید، ص 68).
اصل دانشور، با حضور مجدد در جبهه، در عملیاتهای زیر حضور یافت: عملیات فتحالمبین، 2 فروردین 1361، با رمز یا «زهرا (س)»، جبهۀ جنوبی، شوش و دزفول، با هدف آزادسازی منطقۀ غرب رودخانۀ کرخه و جاده دزفول – دهلران و تأمین اندیمشک، شوش، دزفول و جاده اندیمشک-اهواز با سمت مسئول تدارکات گردانهای شهید مدنی* و شهید قاضی*(زیر امر تیپ 8 نجف اشرف)، که در حین عملیات بر اثر اصابت ترکش به پا، مجروح و جهت مداوا به تبریز برگشت (رزاقزاده، ص 66؛ سپاه ...، گواهی اعزام به جبهه، گواهی مسئولیت، گواهی مجروحیت).
او پس از بهبودی نسبی با حضور در جبهه به عنوان نیروی آزاد و تیرانداز، در گردان شهید مدنی به فرماندهی مجید محمدخانلو* در عملیات بیتالمقدس، 10 اردیبهشت 1361، با رمز یا «علیابن ابیطالب (ع)»، جبهۀ جنوبی، غرب رودخانۀ کارون، با هدف آزادسازی شهرهای خرمشهر، هویزه و جادۀ اهواز- خرمشهر، خارج کردن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد و نیزجادۀ اهواز- آبادان، از بین بردن توپخانۀ دشمن و تأمین مرز بینالمللی، شرکت نمود (رشید، ص 49؛ قلیزادۀعلیار، ص 246، 247؛ رامجو).
علیاکبر پس از عملیات بیتالمقدس، به سمت مسئول تدارکات تیپ 31 عاشورا انتخاب و در این عملیاتها حضور یافت: عملیات رمضان، 22 تیر 1361، با رمز یا «مهدی ادرکنی (عج)» جبهۀ جنوبی، شرق بصره، با هدف تهدید بصره از شرق و حضور در حاشیۀ شطالعرب؛ عملیات مسلمابنعقیل، 9 مهر 1361، با رمز «یا ابولفضلالعباس(ع)، جبهۀ میانی، سومار با هدف آزادسازی سومار و تأمین ارتفاعات مرزی و تهدید شهر مندلی عراق (سمیعی، ص 136؛ دری، ص 124؛ سپاه ...، گواهی اعزام به جبهه، گواهی مسئولیت).
او در بهمن 1361، به لشکر تازه تأسیس 31 عاشورا پیوست و با سمت مسئول تدارکات لشکر، در این عملیات حضور یافت: عملیات والفجر مقدماتی، 17 بهمن 1361، با رمز «یا الله»، جبهۀ جنوبی، شمال چزابه، با هدف پیشروی به سوی العماره و تهدید آن در شرق (علایی، ج1، ص 581؛ قلیزادۀعلیار ص 317).
وی پس از این عملیات، به دلیل فشار روحی کاری زیاد، درخواست کنارهگیری از تدارکات لشکر را نمود و مراسم تودیع در پادگان صفیآباد دزفول برگزار شد. علیاکبر در 15 فروردین 1362 با خانم ناهید خلفی ازدواج کرد (همو، ص 300، 327).
او پس از تحویل تدارکات لشکر 31 عاشورا، در انبار سلمان (انبارهای سپاه واقع در غرب تبریز)، مشغول به خدمت شد (همو، ص 334). بعد از دو ماه وی دوباره تقاضای انتقال به لشکر 31 عاشورا را نمود که در نهایت با اعزام وی به جبهه موافقت و در قرارگاه نجف اشرف، جانشین مسئول تدارکات شد. از شهریور 1362 با اعزام مسئول تدارکات قرارگاه (محمد اثرینژاد)، به حج، به عنوان مسئول تدارکات قرارگاه معرفی و پس از مراجعت وی، دوباره به تبریز برگشت و در انبار سلمان مشغول به خدمت شد (همو، ص 335، 336، 340).
دانشوراصل، علیرغم علاقۀ به سپاه، به علت مشکلات خدمتی، تقاضای استعفا از سپاه منطقۀ 5 را نمود و در مهر 1363 با آنجا تسویه حساب کرد و به صورت بسیجی، راهی جبهههای جنگ شد و با حضور در قرارگاه کربلا، به عنوان معاون دوم تدارکات قرارگاه کربلا در این عملیات شرکت نمود: عملیات بدر، 20 اسفند 1363با رمز «یا زهرا (س)»، در جبهۀ جنوبی، تالاب هورالهویزه، هورالعظیم، غرب دشت آزادگان با هدف قطع جاده بصره - العماره عراق(سپاه ...، گواهی تأیید، گواهی اعزام ...، گواهی مسئولیت، قلیزادۀ علیار، ص 342، 349، 350، 353؛ رشید، ص 73).
وی پس از عملیات بدر به تبریز برگشت و چون درآمدی نداشت، با دریافت مبلغ 160 هزارتومان وام از بانک، با همکاری یکی از دوستانش، مغازۀ تراشکاری تأسیس کرد. او به عنوان بسیجی در کنار کار و اشتغال، پایگاه مقاومت مسجد امام خمینی (ره) را در سردرود راهاندازی کرد (قلیزادۀ علیار، ص 371).
پس از یکسال حضور در پشت جبهه و کار در مغازۀ تراشکاری و پس از عملیات والفجر 8 و تصرف فاو، در مهر 1365 به لشکر 31 عاشورا فرا خوانده شد (همو، ص 377،372).
علیاکبر پس از حضور در جبهه به عنوان بسیجی، در این عملیاتها با سمت مسئول بنۀ تدارکات لشکر 31 عاشورا شرکت نمود: عملیات کربلای 4، در 3 دی 1365 با رمز «محمد رسول الله(ص)»، در جبهۀ جنوبی، با هدف تصرف شهر مرزی ابوالخصیب در شرق استان بصره، در جنوب عراق؛ عملیات کربلای5، در 19 دی 1365، با رمز «یا زهراء (س)»، جبهۀ جنوبی، منطقه عملیاتی شلمچه با هدف تصرف شلمچه و پیشروی به سوی بصره (جعفری، ص 132، 133؛ سپاه ...، گواهی اعزام ...، گواهی مسئولیت).
پس از عملیات کربلای 5، دانشور به سمت مسئول تدارکات لشکر 31 عاشورا انتخاب و در عملیات زیر حضور یافت: عملیات نصر 7، در 14 مرداد1366، با رمز «یا فاطمهالزهرا(س)»، در جبهۀ شمالی، قلعه دیزه، با هدف افزایش حضور در شمالشرق سلیمانیه با تصرف دوپازا و انسداد معابر ضدانقلاب؛ عملیات بیتالمقدس 2، در 25 دی 1366، با رمز«یا زهرا (س)»، جبهۀ شمالی، سلیمانیه، ماووت، با هدف گسترش وضعیت خودی در شمالشرق سلیمانیه با تصرف قمیش؛ عملیات بیتالمقدس 3، در 23 اسفند 1366، با رمز «یا موسیابن جعفر (ع)»، در جبهۀ شمالی، سلیمانیه، ماووت، با هدف تصرف ارتفاع گوجار (صادقی، آذربایجان غربی ...، ص 184، 188، 190؛ سپاه ...، گواهی مسئولیت).
دانشور پس از پایان جنگ و رحلت حضرت امام (ره)، در مرداد 1368 به سمت مسئول تدارکات سپاه پنجم انتخاب و در 24 دی همان سال به سرپرستی جهاد خودکفایی منصوب شد (قلیزادۀعلیار، ص 473، 475).
وی در 2 آبان 1369، با حکم فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (مصطفی ایزدی)، مسئول معاونت لجستیک (تدارکات) سپاه پنجم عاشورا شد. سپس در 17 اردیبهشت 1370، به سمت فرماندهی مرکز پشتیبانی شمالغرب انتخاب و در ادامه در 11 آذر 1371، مسئول تدارکات قرارگاه حمزه سیدالشهداء(ع) شد (همو، ص 477، 485، 496).
پس از انتصاب سردار احمد کاظمی به فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع) در 1372ش، به اصرار او و سایر مسئولان تدارکات سپاه، دانشور با شرکت در امتحانات، موفق به دریافت دیپلم در رشتۀ برق شد (همو، ص 551). او که در کسوت بسیجی مشغول به خدمت بود، به اصرار سردار کاظمی، در گزینش سپاه ارومیه فرم عضویت پاسداری را پر کرد و در اواخر 1377ش، برای دومین بار عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد (همو، ص 593، 595).
علیاکبر در اردیبهشت 1381، به سمت معاون هماهنگ کنندۀ قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع)، انتخاب شد (همو، ص 619، 620).
او در 1386ش، با حکم رئیس طرح و برنامۀ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سردار آبرومند)، به عنوان مشاور در مناطق شمالغرب کشور انتخاب و در 1388ش، با درجۀ سرهنگی و احتساب 121 ماه ارشدیت، با 30 درصد جانبازی، به افتخار بازنشستگی نائل آمد (همو، ص 622، 625).
دانشوراصل با تجربۀ هشت سال حضور در دفاع مقدس و 10 سال حضور در قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع)، پس از رهایی از خدمت، بهعنوان مسئول بازسازی عتبات عالیات استان آذربایجان شرقی، انتخاب و تا اواخر 1395ش، این مسئولیت را عهدهدار بود. سرانجام وی پس از عمری مجاهدت و خدمت به جمهوری اسلامی ایران، در 1396ش بر اثر سکته دارفانی را وداع گفت و در گلزار شهدای سردرود، به خاک سپرده شد (همو، ص 625؛ رامجو؛ گواهی فوت).
علی اکبر دانشوراصل، رزمندهای پرتلاش، آگاه به زمان، با ایمان قوی، خانواده دوست، پرتلاش و رزمندهای همیشه در صحنه بود که به رزمندگان و دوستان همسنگرش، علاقه و احترام خاصی قائل بود. او قدردان و دعاگوی همیشگی برای پدر و مادرش بود (رامجو).
از علیاکبر سه فرزند به نامهای مجید متولد 28 شهریور 1363، مبینا متولد 2 بهمن 1365 و سعید متولد بهمن 1367 به یادگار مانده است (تصویر شناسنامه).
مآخذ: : ادارۀ آموزشوپرورش شهرستانهای تبریز و ارومیه، گواهی امتحانات، سند بیتا، سند بش، موجود در ادارۀ کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان آذربایجان شرقی؛ ادارۀ ثبتاحوال شهرستان تبریز، شناسنامه، سند بش، موجود در همانجا؛ جعفری، مجتبی، اطلس نبردهای ماندگار: عملیات نیروهای زمینی در هشت سال دفاع مقدس (شهریور ماه 1359-مرداد ماه 1367)، تهران: سورۀ سبز، 1389ش؛ درّی، حسن، کرمانشاه در جنگ، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1383ش؛ رامجو، یوسف (همرزم شهید)، مصاحبه با مؤلف، 20 اسفند 1403؛ رزاقزاده، امیر، ایلام در جنگ، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1380ش؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان آذربایجان شرقی، گواهی عضویت، گواهی اعزام به دوره، گواهی اعزام به جبهه، گواهی مسئولیت، گواهی مجروحیت، سند بیتا، سند بش، موجود در ادارۀ کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان آذربایجانشرقی؛ سمیعی، علی، کارنامۀ توصیفی عملیات رزمندگان اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس، تهران: نصر کوثر، 1382ش؛ صادقی، رضا، آذربایجان غربی در جنگ با ضد انقلاب و دفاع مقدس، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1391ش؛ علایی، حسین، روند جنگ ایران و عراق، تهران: مرزوبوم، 1391ش؛ قلیزاده علیار، رضا، شدم راننده جنگ (خاطرات علی اکبر دانشور مسئول تدارکات لشکر)، تهران، نشر سوره مهر، ۱۳۹۷ش؛ کمیتۀ انقلاب استان آذربایجان شرقی، گواهی تأیید، سند بیتا، سند بش، موجود در ادارۀ کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس؛ معبودی، جلال، اطلس لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. /محسن رنجبر/
